تبلیغات
وبلاگ بزرگ تفریحی ممسنی - رستم دات کام - سرنوشت تلخ یک بازیگر که سیگار فروش شده است!! + عکس
 
وبلاگ بزرگ تفریحی ممسنی - رستم دات کام
یک سنگ بر پیشانی سنگی کوه خورد .. کوه خندید و سنگ شکست .. یک روز کوه می شکند، خواهی دید...
صفحه نخست            تماس با مدیر            پست الکترونیک           RSS            ATOM
درباره وبلاگ


لرهای فارس نشین در تمام زمان موجودیت منطقه خود ، یا حکومت مستقل داشته اند نظیر اتابکان لر بزرگ و یا در حکومتی سهیم بودند نظیر آل بویه و زندیه و یا اینکه تبعیت از مرکز نداشتند و اگر حکومتی بر آنها می گذشت گذرا و موقت بود. بارون دوبد در سفر نامه خود لرستان - خوزستان می گوید :«اکنون به سرزمینی گام می نهادم که به ندرت زیر پایی لگد خورده بود و می خواستم به میان نژادی از مردم یاغی و بیابانی یعنی طوایف کوه نشین ممسنی و کهگیلویه و بختیاری قدم بگذارم.»(بارون دوبد، سفر نامه لرستان و خوزستان ، ص 138)

مدیر وبلاگ : سردار ایرانی ش
مطالب اخیر
نظرسنجی
از كجای این خاك پرگهر مهمونم شدید دوست خوبم؟













سرنوشت تلخ یک بازیگر که سیگار فروش شده است!! + عکس
عدنان عفراویان همان باشو، غریبه کوچک است با همان رنگ رخساری که اگر در کنار دختر و پسر نایی، زن گیلگی قرارش دهی می فهمی که نشانی است از آفتاب تیز خوزستان.
سال 69 بود که باشو به دنبال بمباران هوایی و کشته شدن پدر و مادرش به درون کامیونی ‌پرید و از زادگاهش در جنوب کشور ‌گریخت و وقتی از کامیون پیاده شد، خود را در شمال کشور یافت و تازه این شد به زندگی جدیدش و پناه بردن به خانه و مزرعه زن گیلکی.

http://nourabadmamasani.mihanblog.com/

 

کودک سیه چرده دیروز، امروز 36 سال سن دارد. دیگر لازم نیست مانند بهرام بیضایی کل خوزستان را بگردی و عاقبت در محله لشکرآباد اهواز پسرکی را در سایه‌روشن کوچه ببینی که تا تو را می بیند بخندد و فرار کند چون شبیه او و خانواده اش نیستی و حرف نمی زنی.

امروز 20 سال از زمانی که فیلم باشو، غریبه  کوچک روی پرده سینماهای ایران و جهان رفت و همه آن را تحسین  کردند می گذرد. حالا می توانی در همان فلکه لشکر آباد، روبروی تابلو دانشگاه در میان دستفروشان باشو را ببینی که هنوز هم در وجودش ترس و دلهره دارد.

http://nourabadmamasani.mihanblog.com/

 

اما دلهره اش نه از جنگ و نه از دست دادن خانواده اش بلکه از ماموران شهرداری و اینکه باید برای چندمین بار پله های اداره اجرائیات را بالا و پایین بدود تا بساط سیگار فروشی اش را پس بگیرد. چون از آن سال که باشو در اوج محبوبیت بود و حتی مهرش در دل خانواده هایی از گوشه و کنار ایران نشست، سالها می گذرد.

بیکاری یقه باشو را هم گرفته و دیگر مزرعه ای نیست که با نابی و بچه هایش روی آن کار کند... حتی با برگشتن شوهر نایی هم اوضاع فرقی نمی کند. به همین دلیل مدتهاست به شورای شهر اهواز می رود تا برایش کار پیدا کنند.

باشو( عدنان عفراویان)، غریبه کوچک اهوازی سینمای ایران با کمک کارگردان فیلمش یک بار خوش درخشید اما چون حرفه و خاستگاه اجتماعی اش چیز دیگری بود، دیگر نتوانست فرصت حضور روی پرده سینما را به دست بیاورد و به تدریج تنها به یک خاطره تبدیل شد.

اکنون باشو که نامش نوستالوژی دوران بچگی و دلهره جنگ را برایمان تداعی می کند، با مادرش در یک خانه اجاره ای در اهواز زندگی می کنند. 

عدنان می گوید: "من هم مثل خیلی از نوجوانانی که برای اولین بار در سینما حضور پیدا کردند و شاهکاری را خلق کردند و بعد رها و تنها شدند برای مدتی افسرده و گیج شده بودم."

 

اگر دیروز پای باشو از جنوب به شمال کشور باز شد و محبوبیتش نه تنها در دل خانواده گیلکی که در جهان پیچید، اما امروز پایان راه پسرک اهوازی با وجود آن همه سر شناسی درغربت به سیگار فروشی در زادگاهش منتهی شده است و دیگر در شهر خودش هم غریبه ای کوچک است. باشویی که به گفته بهرام بضایی، کارگردان فیلم باشو؛ "قرار بود مردم را به پذیرش بچه‌های جنگ‌زده و یتیم‌شده تشویق کند و کاربرد اجتماعی معینی داشته باشد."

شاید هنوز هم نایی نمی داند چطور باید با آن لهجه عمیق گیلکی اش کلمه "مرغانه" را برای باشو بازگو کند . . . !
 

http://nourabadmamasani.mihanblog.com/

 

اگر در میان کسانی که در اهواز بساط کرده اند، باشو را دیدی نپرس حال بیضایی و نایی چطور است. چون نه تنها خبری از آنها ندارد بلکه داغ دلش را برای دوباره دیدن نایی و بچه هایش، بیضایی و شوهر نایی تازه می کنی!
 
منبع: mehrnewes.com
 




نوع مطلب : اخبار سینما، 
برچسب ها : سرنوشت تلخ یک بازیگر که سیگار فروش شده است!! + عکس، بیضایی، شوهر نایی، عدنان عفراویان همان باشو، غریبه کوچک است، دختر و پسر نایی، زن گیلگی، بمباران هوایی، بهرام بیضایی، فلکه لشکر آباد، ماموران شهرداری، گوشه و کنار ایران، غریبه کوچک اهوازی سینمای ایران،
لینک های مرتبط :

سه شنبه 6 اردیبهشت 1390
دوشنبه 27 شهریور 1396 ساعت 13 و 15 دقیقه و 05 ثانیه
Thanks designed for sharing such a good thinking, paragraph is fastidious, thats
why i have read it entirely
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
آمار 1 3 4 1